



انسان در جستجوی معنا اثری از ویکتور فرانکل
انتشارات
درسا
مترجم
دکتر نهضت صالحیان
برای کسی غیر از بازماندگان غیرممکن است که بداند زندگی یک زندانی در اردوگاه کار اجباری نازی ها چگونه بوده است. ما فقط می توانیم تصور کنیم که مردم چگونه هر روز را پشت سر می گذارند و چگونه وقتی در محاصره جنایات قرار می گیرند، سالم می مانند. ویکتور فرانکل، که خود یکی از بازماندگان اردوگاه است، به توضیح چگونگی مبارزه زندانیان رژیم نازی کمک می کند.
ویکتور فرانکل از چهار اردوگاه کار اجباری مختلف جان سالم به در برد. او مشاهده کرد که زندانیان سه مرحله کلی روانشناختی را پشت سر می گذارند:
-
شوک اولیه: هنگام ورود به اردوگاه ها، اکثر آنها دچار شوک شدند. این شوک به صورت توهم رهایی و واکنش های غیرطبیعی به شرایط، مانند شوخی، کنجکاوی بیمارگونه و فقدان ترس بروز می کرد.
-
بی تفاوتی: پس از اینکه زندانیان در زندگی اردوگاه جا افتادند، دچار بی تفاوتی شدند. بی تفاوتی به معنای مردگی واکنش های احساسی ماست. این بی تفاوتی پوسته محافظی ایجاد می کرد و به زندانیان اجازه می داد رنج های بسیار وحشتناکی را بدون اینکه عقل خود را از دست بدهند تحمل کنند.
-
زدودگی شخصیت پس از آزادی: پس از آزادی زندانیان، آنها دچار زدگی شخصیت شدند. در زدگی شخصیت، شما احساس جدایی از افکار، بدن و خودتان می کنید. خود را از بیرون می بینید یا احساس می کنید در حال خواب هستید و واقعاً حضور ندارید. شرایط اردوگاه ها زندانیان را مجبور به جدا شدن از خودشان می کرد و ترمیم این وضعیت حتی پس از آزادی آنها نیز دشوار بود.