



دختر پرتقالی اثری از یوستین گردر
انتشارات
آتیسا
مترجم
سعید اختری زاده
یوستین گردر در کتاب دختر پرتقالی داستان «جرج رِد» را برایمان روایت میکند. او پانزدهساله است، یا اگر دقیقتر بگوییم، پانزده سال و سه هفته دارد. جرج یازده سال پیش، زمانی که تنها چهار سال بیشتر نداشت، پدرش را از دست داد. ناگفته پیداست که او چیز زیادی از پدرش بهخاطر نمیآورد. با این همه، جرج هیچگاه، حتی در خواب هم تصور نمیکرد روزی بتواند دوباره با پدرش ارتباط برقرار کند؛ اما این امر در دنیای واقعی ممکن شد.
همهی ماجرا از وقتی شروع شد که جرج از مدرسهی موسیقی به خانه آمد و مادربزرگ و پدربزرگش را در خانه دید. آن دو بیخبر برای دیدار جرج، خواهر کوچکش و مادرشان آمده بودند و خیال داشتند شب را در خانهی آنها بمانند. در این میان، سر و وضع همهی آنها، یعنی مامانبزرگ، بابابزرگ و مادر جرج، آشفته و نامرتب بود، اما بهنظر نمیرسید برایشان اهمیتی داشته باشد. جرج احتمال میداد مسألهای غیرعادی پیش آمده باشد و حق با او بود.