دستهبندی: رمان و داستان
انتشارات:البرز



انتشارات
البرز
ماجرای بامداد خمار اینگونه آغاز میشود که دختری تحصیلکرده و ثروتمند به اسم سودابه میخواهد با پسری ازدواج کند که آن پسر از نظر خانوادهاش مناسب دخترشان نیست؛ نه تحصیلات درست و حسابی دارد و نه به لحاظ فرهنگی به خانوادهی اینها میخورد. خلاصه پدر و مادر سودابه از دخترشان میخواهند تا پیش از ازدواج، سرگذشت عمهاش محبوبه را بشنود، آن وقت تصمیم بگیرد. اصل داستان از اینجا آغاز میشود. محبوبه دختر بصیرالملک از خانوادهای اعیان است که عاشق و دلدادهی پسری فقیر که شاگرد مغازهی نجاری است میشود...