
کتاب اسب سیاه اثری از اگی اگاس و تاد رز
اسب سیاه در واقع به یک اصطلاح غربی اشاره دارد. داستان آن از یک مسابقه اسبسواری گرفته شده است. در این مسابقه همه بر روی اسبهای مختلف در حال شرطبندی بودند تا اینکه مردی در میان این شرطبندیها، تمام پول خود را بر روی یک اسب شرطبندی میکند؛ اما این اسب ظاهری متفاوت با دیگر اسبها داشته. این اسب یک اسب سیاه بوده است. بخاطر تفاوتی که این اسب با دیگر اسبها داشته، هیچکس روی آن شرطبندی نمیکرده و همه ترجیحا شرطبندی خود را بر روی اسبهای با ظاهر عادی و احتمالاتی مطمئن میگذاشتند؛ اما در کمال تعجب همگان اسب سیاه با سرعت بیشتری از همه اسبها حرکت میکند و پیروز میدان میشود. این اصطلاح اولین بار توسط دوک جوان در سال 1831 به کار برده شد و اسب سیاه از آن به بعد به افرادی گفته میشود که با وجود تمام تفاوتها و تناقضهایی که در مسیر خود با دیگران دارند، از طریق راه خودشان به موفقیت میرسند و این دقیقا موضوعی است که در کتاب اسب سیاه مطرح میشود.